دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
170
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اينكه پانزده سال امير الامرا بود ، ولى از شخصيتهاى مقتدر رويدادهاى اين دوره برشمرده نمىشد . در سال 930 / 1524 نهادهاى تشكيلاتى صفوى هنگامىكه امراى قزلباش كنترل دولت را از دست طهماسپ جوان بيرون آوردند ، به ناگهان از تكامل و تكوين بازماند . قبايل مختلف قزلباش به مدت ده سال به گونه مستقل و يا متحد با ساير قبايل بر اوضاع مسلط بودند . تحميل حكومت نظامى طبيعتا در تشكيلات صفوى تأثيرى سوء داشت . قزلباشان پيوسته منصب وكالت را ملك طلق خود مىپنداشتند . منصب و حكام جديد دولت خود را وكيل ( البته نه وكيل نفس نفيس همايون ) و يا امير الامرا و يا هردو قلمداد مىكردند . آنها با نصب وكيل مىخواستند به مرتبهاى بالاتر از وزير كه يك نفر ايرانى و در نظر آنها فرودست و فقط لايق دريافت مقاماتى در خدمات كشورى بود صعود كنند . در اين دوره لغزندگى و شناورى نظام تشكيلاتى طورى بود كه منابع بارها از دو مأمور همزمان وكيل صحبت كردهاند . اين مسأله باعث بعضى از تشتتها شده بود ، امّا در يكى جنبه نظامى و سياسى منصب وكيل پيوسته بالاتر و مهمتر بود و در ديگرى جنبه تشكيلاتى و ديوانى آن . اولى معمولا از ميان تركمانان انتخاب مىشد و بعيد نبود منصب امير الامرايى هم مىداشت . دومى معمولا ايرانى بود و به مقام او وزارت و يا نظارت ديوان عالى اطلاق مىشد . شاه طهماسپ در حدود سال 940 / 1533 توانست قدرت خود را بر امراى قزلباش تنفيذ كند . تأثير و نمود آنى اعمال قدرت شاه ، تضعيف و زوال منصب امير الامرا بود . درواقع اين منصب از فهرست مناصب تشكيلات مركزى حذف شد ( امّا لقب امير الامرا همچنان بر حكام نظامى قزلباش در ايام عمده ، مخصوصا در ايام بحرانها ، تا پايان سلطنت شاه عباس اول اطلاق مىشد ) . محو اين منصب با ظهور قورچىباشى ، ( كه پيشتر از فرماندهان تابع امير الامرا محسوب مىشد ) و ارتقاى او به منصب فرماندهى كل قواى قزلباش قرين بود . قورچىباشى ، همچون امير الامراى سابق ، در امور سياسى و نظامى اعمال نفوذ مىكرد . در يك دوره تقريبا چهلساله ( 95 - 955 / 87 - 1548 ) پيش از سلطنت شاه عباس اوّل ، بيشتر قورچىباشيها از قبيله تركمان افشار انتخاب مىشدند . افزونبراين ، در انتصابات اين مقام نوعى گرايش موروثى چهره نمود . در نظر اول ، مىتوان اذعان داشت كه قدرت قورچىباشى افزايش يافته است . با اينكه اين نظر درخصوص بعضى از قورچىباشيها مصداق داشت ، ولى نكته جالب نظر اينكه هر دوى اين گرايشها تضعيف موقعيت قزلباشان در استخوانبندى دولت و موقعيت آنها در پيوند با شاه را نشان مىدهند . قورچىباشى با منسوخ شدن مفهوم وكيل نفس نفيس همايون و حذف امير الامرا ، يكى از